برنامه ریزی درسی اصولی برای دانش‌آموزان و مطالعه منظم

در این مقاله می‌خوانید:

برنامه‌ریزی درسی زمانی مفید است که بتوان آن را اجرا کرد. ممکن است یک برنامه روی کاغذ بسیار منظم و حتی ایده‌آل به نظر برسد، اما اگر با زمان واقعی، سطح انرژی، توان تمرکز، حجم درس‌ها و شرایط زندگی دانش‌آموز هماهنگ نباشد، معمولاً بعد از چند روز کنار گذاشته می‌شود. به همین دلیل، هدف از برنامه‌ریزی درسی این نیست که تمام ساعت‌های روز را با درس پر کنیم؛ هدف این است که بدانیم چه چیزی را، چه زمانی، با چه روشی و با چه اولویتی مطالعه کنیم.

یکی از اشتباهات رایج این است که برنامه درسی را با «جدول زمان‌بندی» یکی بدانیم. جدول فقط مشخص می‌کند ساعت ۴ تا ۵ ریاضی و ساعت ۵ تا ۶ علوم بخوانیم. اما یک برنامه‌ریزی درسی اصولی فراتر از این است. در چنین برنامه‌ای باید مشخص باشد دانش‌آموز در ریاضی دقیقاً چه کاری انجام می‌دهد، چه مقدار زمان واقعاً در اختیار دارد، کدام درس به تمرین بیشتری نیاز دارد، چه زمانی مرور انجام می‌شود و اگر برنامه یک روز به‌هم خورد، چگونه بدون فشار مضاعف جبران خواهد شد.

مرکز Learning Strategies Center دانشگاه Cornell نیز در راهنمای مدیریت زمان خود بر همین نگاه تأکید دارد: برنامه مناسب باید در کنار مطالعه، زمان خواب، غذا، استراحت، فعالیت بدنی و زندگی اجتماعی را نیز در نظر بگیرد. این مرکز همچنین توصیه می‌کند به‌جای نوشتن عبارت مبهمی مانند «درس خواندن»، فعالیت مشخصی مانند مطالعه یک درس یا انجام یک تکلیف تعریف شود.

در این مقاله می‌خواهیم ببینیم برنامه ریزی درسی واقع‌بینانه دقیقاً چگونه ساخته می‌شود، چرا بعضی برنامه‌ها شکست می‌خورند و چطور می‌توان برنامه‌ای طراحی کرد که دانش‌آموز واقعاً بتواند آن را ادامه دهد.

برنامه ریزی درسی چیست؟

برنامه ریزی درسی فرایندی برای مدیریت زمان و فعالیت‌های مربوط به یادگیری است. در یک برنامه مناسب، حجم مطالب، زمان موجود، اولویت درس‌ها، نقاط قوت و ضعف دانش‌آموز، امتحان‌ها و تکالیف و همچنین زمان لازم برای مرور و تمرین در کنار یکدیگر قرار می‌گیرند.

بنابراین برنامه درسی صرفاً پاسخ به این سؤال نیست که «روزانه چند ساعت درس بخوانم؟»

دو دانش‌آموز ممکن است هر دو روزانه سه ساعت مطالعه کنند، اما نتیجه کاملاً متفاوتی بگیرند. یکی ممکن است بیشتر زمان خود را صرف خواندن دوباره مطالبی کند که از قبل بلد است، در حالی که دیگری زمانش را بین یادگیری، تمرین، مرور و بازیابی فعال اطلاعات تقسیم کند.

در نتیجه، کیفیت برنامه فقط با تعداد ساعت مطالعه سنجیده نمی‌شود.

یک برنامه خوب باید حداقل سه مسئله را حل کند: چه چیزی باید مطالعه شود، چه زمانی باید مطالعه شود و مطالعه چگونه انجام شود.

این نکته از منظر یادگیری نیز اهمیت دارد. راهنماهای آموزشی Cornell، در کنار برنامه‌ریزی زمانی، بر روش‌هایی مانند بازیابی فعال اطلاعات، تمرین فاصله‌دار و ترکیب موضوعات مختلف در جلسات مطالعه تأکید می‌کنند.

چرا بعضی برنامه‌های درسی فقط چند روز دوام می‌آورند؟

احتمالاً بسیاری از دانش‌آموزان این تجربه را داشته‌اند: در ابتدای هفته یا ماه یک جدول بسیار دقیق طراحی می‌کنند، ساعت‌های مطالعه را مشخص می‌کنند و تصمیم می‌گیرند از فردا همه چیز متفاوت باشد. دو یا سه روز اول برنامه نسبتاً خوب پیش می‌رود، اما با عقب افتادن یک درس یا ایجاد یک اتفاق پیش‌بینی‌نشده، کل برنامه به‌هم می‌ریزد.

مشکل در بسیاری از مواقع «بی‌ارادگی» دانش‌آموز نیست؛ بلکه خود برنامه واقع‌بینانه طراحی نشده است.

فرض کنید دانش‌آموز ساعت ۳ بعدازظهر از مدرسه به خانه می‌رسد. برنامه‌ای که برای او از ساعت ۳:۳۰ تا ۹ شب پنج جلسه سنگین مطالعه در نظر گرفته است، شاید روی کاغذ عالی باشد؛ اما خستگی مدرسه، ناهار، استراحت، تکالیف روزانه و کاهش تمرکز عصرگاهی در آن نادیده گرفته شده است.

مشکل دیگر، تخمین خوش‌بینانه زمان است.

دانش‌آموز ممکن است تصور کند انجام ۲۰ مسئله ریاضی ۴۵ دقیقه طول می‌کشد، اما در عمل به ۹۰ دقیقه زمان نیاز داشته باشد. وقتی چنین خطایی برای چند فعالیت تکرار شود، برنامه از همان روز اول عقب می‌افتد.

مرکز Learning Strategies Center در راهنمای برنامه‌ریزی خود حتی پیشنهاد می‌کند در برآورد زمان فعالیت‌ها محافظه‌کار باشیم، زیرا افراد معمولاً مدت لازم برای انجام کارها را کمتر از واقعیت تخمین می‌زنند.

بنابراین یکی از مهم‌ترین ویژگی‌های برنامه‌ریزی اصولی این است که بر اساس رفتار واقعی دانش‌آموز نوشته شود، نه نسخه آرمانی او.

قبل از نوشتن برنامه، باید بدانیم زمانمان واقعاً کجا می‌رود

شروع برنامه‌ریزی با پر کردن یک جدول خالی معمولاً روش مناسبی نیست. قبل از اینکه مشخص کنیم چه زمانی درس بخوانیم، باید بفهمیم واقعاً چه مقدار زمان قابل استفاده داریم.

یک هفته معمولی دانش‌آموز را تصور کنید. بخشی از زمان از قبل تعیین شده است: مدرسه، رفت‌وآمد، کلاس‌های فوق‌برنامه، خواب، وعده‌های غذایی و فعالیت‌های خانوادگی. این زمان‌ها را نمی‌توان بدون محدودیت به زمان مطالعه تبدیل کرد.

در مقابل، قسمت‌هایی از روز انعطاف‌پذیر هستند.

اولین گام عملی این است که برای چند روز، زمان واقعی فعالیت‌ها ثبت شود. دانش‌آموز ممکن است تصور کند روزانه فقط نیم ساعت از تلفن همراه استفاده می‌کند، اما پس از ثبت زمان متوجه شود این مقدار بسیار بیشتر است. یا ممکن است فکر کند هیچ زمانی برای مرور ندارد، در حالی که چند بازه کوتاه و پراکنده در طول هفته وجود دارد.

این همان چیزی است که Cornell از آن با مفهوم «زمان‌های پنهان» یاد می‌کند؛ بازه‌های کوچکی که معمولاً بدون برنامه از دست می‌روند اما می‌توان بخشی از فعالیت‌های سبک‌تر را در آن‌ها انجام داد.

البته پیدا کردن زمان پنهان به این معنا نیست که هر دقیقه آزاد باید به درس اختصاص داده شود. استراحت نیز بخشی از برنامه است. هدف این مرحله صرفاً شناخت واقع‌بینانه زمان است.

برنامه درسی را از امتحان فردا شروع نکنید؛ تصویر بزرگ‌تر را ببینید

یکی از مؤثرترین روش‌ها این است که برنامه‌ریزی را در چند سطح انجام دهیم.

در سطح اول، باید تصویر چند هفته یا چند ماه آینده را ببینیم. تاریخ امتحان‌ها، آزمون‌ها، تحویل پروژه‌ها، کلاس‌های مهم و سایر تعهدات مشخص می‌شوند. این کار باعث می‌شود فشارهای آینده زودتر دیده شوند.

برای مثال، اگر دانش‌آموز بداند سه هفته دیگر امتحان علوم دارد و چهار روز بعد از آن امتحان ریاضی برگزار می‌شود، لازم نیست مطالعه علوم را به چند روز آخر موکول کند. بخشی از آمادگی می‌تواند از همین هفته آغاز شود.

مرکز Learning Strategies Center نیز استفاده هم‌زمان از تقویم بلندمدت و برنامه هفتگی را توصیه می‌کند. تقویم ترمی یا بلندمدت برای دیدن امتحان‌ها و موعدهای مهم مفید است و برنامه هفتگی مشخص می‌کند زمان موجود چگونه مصرف شود. 

این تفاوت مهم است:

تقویم بلندمدت می‌گوید چه چیزی در راه است؛ برنامه هفتگی می‌گوید این هفته برای آن چه کاری باید انجام شود.

برنامه هفتگی معمولاً از برنامه روزانه مهم‌تر است

گاهی دانش‌آموزان تمام تمرکز خود را روی یک روز می‌گذارند. مثلاً تصمیم می‌گیرند شنبه چهار ساعت مطالعه کنند. اگر شنبه طبق برنامه پیش نرود، احساس می‌کنند کل برنامه شکست خورده است.

نگاه هفتگی انعطاف بیشتری ایجاد می‌کند.

فرض کنید هدف این هفته شامل سه جلسه ریاضی، دو جلسه علوم، سه مرور زبان و تکمیل یک تکلیف فارسی است. اگر یکی از جلسات ریاضی دوشنبه انجام نشد، می‌توان آن را به فضای خالی چهارشنبه منتقل کرد.

در این حالت، برنامه به‌جای یک سیستم شکننده به یک سیستم قابل اصلاح تبدیل می‌شود.

این موضوع برای دانش‌آموزان اهمیت روان‌شناختی هم دارد. برنامه‌ای که با یک عقب‌افتادگی کوچک «خراب» می‌شود، به‌تدریج احساس شکست ایجاد می‌کند. اما برنامه انعطاف‌پذیر به دانش‌آموز یاد می‌دهد عقب افتادن از یک فعالیت، به معنای کنار گذاشتن کل برنامه نیست.

به‌جای «ریاضی بخوان»، فعالیت دقیق تعریف کن

یکی از ساده‌ترین تغییراتی که می‌تواند کیفیت برنامه را افزایش دهد، مشخص کردن خروجی هر جلسه است.

نوشتن:

«۵ تا ۶ ریاضی»

اطلاعات چندانی به دانش‌آموز نمی‌دهد.

اما این عبارت روشن‌تر است:

«تمرین مبحث معادله؛ مرور مثال‌های کلاس و حل ۱۰ سؤال بدون نگاه کردن به پاسخ.»

در حالت دوم، دانش‌آموز هنگام شروع جلسه لازم نیست تازه تصمیم بگیرد چه کاری انجام دهد.

Cornell نیز توصیه می‌کند در برنامه از عبارت‌های کلی مانند «study» پرهیز شود و فعالیت به درس یا کار مشخص تبدیل شود. 

این اصل را می‌توان یک مرحله جلوتر برد. بهتر است برای هر جلسه، نتیجه قابل مشاهده تعریف شود. مثلاً به‌جای «مطالعه فصل سوم علوم» بنویسیم:

«مطالعه بخش اول فصل سوم + بستن کتاب و توضیح مفهوم با زبان خودم + پاسخ به سؤالات پایان بخش.»

حالا برنامه فقط زمان را مدیریت نمی‌کند؛ یادگیری را نیز مدیریت می‌کند.

تفاوت «زمان مطالعه» با «یادگیری واقعی»

نشستن پشت میز الزاماً به معنی یادگیری نیست.

ممکن است دانش‌آموز یک ساعت کتاب را بخواند، زیر جمله‌ها خط بکشد و احساس کند مطلب را کاملاً یاد گرفته است. اما وقتی کتاب بسته می‌شود، نتواند آن را توضیح دهد.

به همین دلیل، یک برنامه درسی اصولی نباید فقط شامل «خواندن» باشد.

یکی از روش‌های مؤثر، بازیابی فعال یا Retrieval Practice است. در این روش دانش‌آموز تلاش می‌کند اطلاعات را بدون نگاه کردن به منبع از حافظه بیرون بکشد. مثلاً پس از مطالعه یک بخش، کتاب را می‌بندد و روی کاغذ هر چیزی را که به خاطر دارد می‌نویسد، به سؤال پاسخ می‌دهد یا مطلب را برای شخص دیگری توضیح می‌دهد.

مرکز Learning Strategies Center دانشگاه Cornell توضیح می‌دهد که این روش علاوه بر تقویت یادگیری، به دانش‌آموز نشان می‌دهد چه بخش‌هایی را واقعاً می‌داند و کدام قسمت‌ها هنوز نیازمند مطالعه هستند. 

پس اگر برنامه نوشته است «۶۰ دقیقه علوم»، تمام این ۶۰ دقیقه نباید به خواندن اختصاص پیدا کند. بخشی می‌تواند مطالعه باشد و بخش دیگری صرف پرسش از خود، حل مسئله، توضیح دادن و بررسی اشتباهات شود.

مرور باید داخل برنامه باشد، نه اینکه اگر وقت ماند انجام شود

یکی از مشکلات رایج برنامه‌های درسی این است که تقریباً تمام زمان به یادگیری مطالب جدید اختصاص داده می‌شود.

دانش‌آموز امروز فصل جدید را می‌خواند، فردا سراغ فصل بعدی می‌رود و تصور می‌کند چون مطلب قبلی را یک بار فهمیده است، دیگر نیازی به بازگشت ندارد.

اما یادگیری پایدار معمولاً به مواجهه مجدد با مطالب در فاصله‌های زمانی نیاز دارد.

تمرین فاصله‌دار (Spaced Practice) یعنی به‌جای فشرده کردن حجم زیادی از مطالعه در یک جلسه، یادگیری و مرور در چند نوبت زمانی توزیع شود. Cornell این روش را یکی از راهبردهای مؤثر برای یادگیری بلندمدت معرفی می‌کند و Learning Scientists نیز بر ترکیب فاصله‌گذاری و بازیابی فعال برای تقویت ماندگاری یادگیری تأکید دارد.

تمرین فاصله‌دار (Spaced Practice)

مثلاً اگر دانش‌آموز شنبه یک مفهوم ریاضی را یاد گرفته است، لازم نیست تا شب امتحان آن را کنار بگذارد. می‌تواند یک مرور کوتاه دوشنبه و چند تمرین دیگر پنجشنبه داشته باشد.

بنابراین مرور نباید فعالیتی باشد که «اگر وقت شد» انجام می‌دهیم. باید از ابتدا سهم مشخصی در برنامه داشته باشد.

آیا باید هر روز همه درس‌ها را بخوانیم؟

خیر.

برنامه‌ریزی اصولی به معنای تقسیم مساوی زمان میان تمام درس‌ها نیست. بعضی درس‌ها به تمرین بیشتری نیاز دارند، بعضی امتحان نزدیک‌تری دارند و بعضی برای دانش‌آموز دشوارتر هستند.

اما تمرکز بیش از حد روی یک درس نیز می‌تواند مشکل ایجاد کند.

برای مثال، نزدیک شدن امتحان ریاضی ممکن است باعث شود دانش‌آموز سه روز تمام درس‌های دیگر را کنار بگذارد. نتیجه این است که بعد از امتحان ریاضی با انبوهی از کارهای عقب‌افتاده روبه‌رو می‌شود.

روش بهتر این است که اولویت‌ها تغییر کنند، نه اینکه سایر درس‌ها کاملاً حذف شوند.

مفهوم Interleaving یا درهم‌آمیزی تمرین نیز بر تغییر میان موضوعات یا مهارت‌های مرتبط تأکید دارد. Cornell توضیح می‌دهد که جابه‌جایی هدفمند میان مطالب مختلف می‌تواند بخشی از راهبرد مؤثر یادگیری باشد.

در عمل، این یعنی ممکن است در یک عصر به‌جای سه ساعت متوالی ریاضی، دو جلسه ریاضی با یک فعالیت متفاوت میان آن‌ها داشته باشیم.

جلسه مطالعه چقدر باید طول بکشد؟

برای همه دانش‌آموزان یک عدد جادویی وجود ندارد.

سن، دشواری درس، میزان خستگی، محیط مطالعه و تفاوت‌های فردی همگی روی مدت تمرکز اثر می‌گذارند. بنابراین تعیین قانونی مانند «هر دانش‌آموز باید دقیقاً ۵۰ دقیقه مطالعه کند» منطقی نیست.

آنچه اهمیت بیشتری دارد، مشاهده کیفیت تمرکز است.

اگر دانش‌آموز بعد از مدتی متوجه می‌شود فقط کلمات را می‌خواند بدون اینکه چیزی پردازش کند، ادامه دادن صرفاً برای تکمیل عدد نوشته‌شده در جدول ارزش چندانی ندارد.

Cornell توصیه می‌کند جلسات بسیار طولانی روی یک درس محدود شوند و میان مطالعه، استراحت واقعی وجود داشته باشد. برای افرادی که شروع کردن برایشان دشوار است نیز این مرکز تکنیک پومودورو را به‌عنوان یکی از گزینه‌ها معرفی می‌کند: یک دوره تمرکز کوتاه و سپس استراحت کوتاه. 

اما پومودورو قانون اجباری برنامه‌ریزی نیست. ممکن است یک دانش‌آموز با بازه‌های ۲۵ دقیقه‌ای بهتر کار کند و دیگری بتواند ۴۵ یا ۶۰ دقیقه تمرکز باکیفیت داشته باشد.

معیار مناسب این است که جلسه پیش از افت شدید کیفیت توجه تمام شود، نه صرفاً زمانی که ساعت دستور می‌دهد.

استراحت، خواب و تفریح دشمن برنامه درسی نیستند

یکی از نشانه‌های برنامه غیرواقع‌بینانه این است که تقریباً هیچ فضای سفیدی در آن وجود ندارد.

مدرسه، ناهار، ریاضی، علوم، زبان، شام، دوباره مطالعه و خواب.

چنین برنامه‌ای ممکن است حس «جدی بودن» ایجاد کند، اما الزاماً مؤثر نیست.

برنامه باید برای انسان نوشته شود، نه برای ماشین.

Cornell صراحتاً توصیه می‌کند برنامه مطالعه شامل زمان غذا، خواب، ورزش، استراحت و روابط اجتماعی نیز باشد و یادآوری می‌کند که استراحت، تغذیه و خواب مناسب بخشی از شرایط لازم برای یادگیری هستند.

بنابراین اگر دانش‌آموز پس از مدرسه به استراحت نیاز دارد، این زمان نباید با احساس گناه همراه باشد. مسئله این است که استراحت نیز ساختار داشته باشد. استراحت ۳۰ یا ۴۵ دقیقه‌ای با چند ساعت استفاده بدون کنترل از شبکه‌های اجتماعی تفاوت دارد.

در برنامه‌ریزی، ساعت انرژی مهم‌تر از ساعت دیواری است

همه ساعت‌های روز از نظر کیفیت ذهنی یکسان نیستند.

یک دانش‌آموز ممکن است صبح‌ها تمرکز بالایی داشته باشد و دیگری عصرها عملکرد بهتری نشان دهد. حتی برای یک فرد نیز میزان انرژی در طول روز تغییر می‌کند.

بنابراین منطقی نیست دشوارترین درس صرفاً در اولین فضای خالی تقویم قرار بگیرد.

اگر دانش‌آموز می‌داند ساعت ۵ عصر بیشترین تمرکز را دارد، می‌تواند حل مسائل دشوار ریاضی را در آن بازه قرار دهد و فعالیت سبک‌تری مانند مرتب کردن جزوه یا مرور فلش‌کارت‌ها را به زمانی منتقل کند که انرژی کمتری دارد.

این نوع برنامه‌ریزی به‌تدریج و با مشاهده خود شکل می‌گیرد.

برنامه خوب از روز اول کامل نیست؛ با داده‌هایی که دانش‌آموز درباره خودش جمع می‌کند بهتر می‌شود.

برنامه باید فضای خالی داشته باشد

فرض کنید تمام ساعت‌های آزاد هفته از قبل پر شده باشند. حالا معلم یک تکلیف جدید می‌دهد، جلسه‌ای طولانی‌تر می‌شود یا دانش‌آموز یک روز احساس خستگی می‌کند.

تکلیف جدید کجا قرار می‌گیرد؟

اگر هیچ فضای آزادی وجود نداشته باشد، پاسخ معمولاً این است: روی فعالیت دیگری.

و به این ترتیب زنجیره عقب‌افتادگی آغاز می‌شود.

به همین دلیل بهتر است بخشی از ظرفیت هفتگی عمداً برنامه‌ریزی نشده باقی بماند. این زمان می‌تواند نقش «بافر» یا زمان جبرانی داشته باشد.

اگر همه کارها طبق برنامه انجام شدند، این زمان آزاد می‌شود. اگر فعالیتی عقب افتاد، جایی برای انتقال آن وجود دارد.

برنامه واقع‌بینانه برنامه‌ای نیست که تمام زمان موجود را مصرف کند؛ برنامه‌ای است که برای غیرقابل پیش‌بینی بودن زندگی نیز جا داشته باشد.

اگر از برنامه عقب افتادیم چه کنیم؟

این بخش شاید از خود برنامه‌نویسی مهم‌تر باشد.

تقریباً هیچ برنامه‌ای صددرصد اجرا نمی‌شود. بیماری، خستگی، تکلیف غیرمنتظره، مهمانی، اتفاق خانوادگی یا حتی یک روز کم‌انرژی می‌تواند برنامه را تغییر دهد.

اشتباه رایج این است که تمام کارهای انجام‌نشده را به فردا منتقل کنیم.

اگر برنامه دوشنبه دو ساعت عقب افتاده باشد و آن دو ساعت بدون تغییر به برنامه پر سه‌شنبه اضافه شود، سه‌شنبه احتمالاً غیرقابل اجرا خواهد شد. سپس عقب‌افتادگی بیشتر می‌شود.

روش مناسب‌تر، بازبرنامه‌ریزی است.

ابتدا باید دید فعالیت عقب‌افتاده چقدر اهمیت دارد. آیا امتحان آن نزدیک است؟ آیا پیش‌نیاز درس بعدی است؟ آیا می‌توان حجم آن را کاهش داد؟ آیا بخشی از آن را می‌توان به زمان جبرانی آخر هفته منتقل کرد؟

گاهی لازم است یک فعالیت کم‌اهمیت حذف شود تا برنامه دوباره متعادل شود.

توانایی حذف و اولویت‌بندی، بخشی از مهارت برنامه‌ریزی است.

برنامه شب امتحانی چرا معمولاً کارایی کمتری دارد؟

وقتی مطالعه چند هفته در یک یا دو شب فشرده می‌شود، ممکن است دانش‌آموز بتواند حجم زیادی از اطلاعات را برای مدت کوتاهی در ذهن نگه دارد؛ اما این شیوه با هدف یادگیری پایدار فاصله دارد.

تمرین فاصله‌دار دقیقاً نقطه مقابل این روش است.

Cornell در برنامه پنج‌روزه آمادگی امتحان پیشنهاد می‌کند مطالب به بخش‌های کوچک‌تر تقسیم شوند و دانش‌آموز در چند روز هم «آماده‌سازی» مطالب و هم «مرور فعال» را انجام دهد. در این الگو، مرور مطالب قبلی در روزهای بعد ادامه پیدا می‌کند و در پایان نیز خودآزمایی انجام می‌شود.

این مدل یک پیام مهم دارد: آمادگی برای امتحان فقط «خواندن کل کتاب» نیست.

دانش‌آموز باید زمانی برای سازمان‌دهی مطالب، فهمیدن، تمرین، بازیابی و تشخیص نقاط ضعف داشته باشد.

وقتی تمام این مراحل به شب آخر منتقل شوند، فرصت اصلاح نقاط ضعف بسیار محدود خواهد بود.

یک برنامه واقع‌بینانه چگونه نوشته می‌شود؟

حالا می‌توانیم همه اصول بالا را کنار هم قرار دهیم.

فرض کنید دانش‌آموز می‌خواهد برای هفته آینده برنامه بنویسد. بهتر است ابتدا تقویم مدرسه را بررسی کند و امتحان‌ها، تکالیف و کلاس‌های ثابت را مشخص کند. سپس زمان‌های غیرقابل تغییر مانند مدرسه، رفت‌وآمد، خواب و کلاس‌های جانبی وارد برنامه شوند.

بعد نوبت تعیین کارهای هفته است.

به‌جای «این هفته ریاضی بخوانم»، هدف می‌تواند چنین باشد: «مرور درس معادلات، حل تمرین‌های تعیین‌شده و یک نوبت خودآزمایی در پایان هفته.»

حالا این کار به جلسات کوچک‌تر تقسیم می‌شود.

شنبه ممکن است به فهم مفهوم اختصاص پیدا کند، دوشنبه تمرین انجام شود و پنجشنبه یک مرور کوتاه و آزمون از خود صورت گیرد. به این ترتیب اصل فاصله‌گذاری نیز به‌صورت طبیعی وارد برنامه شده است.

درس دشوارتر در زمانی قرار می‌گیرد که دانش‌آموز معمولاً انرژی بیشتری دارد. فعالیت‌های سبک‌تر در بازه‌های کوتاه‌تر قرار می‌گیرند. بین جلسات سنگین استراحت وجود دارد و بخشی از هفته نیز برای جبران عقب‌افتادگی خالی باقی می‌ماند.

این برنامه احتمالاً روی کاغذ به اندازه برنامه‌ای که روزی هفت ساعت مطالعه دارد چشمگیر نیست؛ اما مزیت مهم‌تری دارد:

قابل اجراست.

نمونه یک برنامه درسی واقع‌بینانه

فرض کنیم دانش‌آموز ساعت ۱۵:۳۰ به خانه می‌رسد و امتحان ریاضی او هفته آینده است.

برنامه غیرواقع‌بینانه ممکن است از ساعت ۱۶ تا ۲۱ چهار درس مختلف را پشت سر هم قرار دهد.

نسخه منطقی‌تر می‌تواند پس از رسیدن به خانه، زمانی برای غذا و استراحت در نظر بگیرد. سپس در اولین بازه مناسب، یک جلسه متمرکز برای ریاضی قرار داده شود که هدف مشخص آن «حل تمرین مبحث موردنظر» باشد. بعد از استراحت، یک فعالیت سبک‌تر مثل مرور زبان انجام شود. در پایان شب نیز به‌جای شروع یک درس سنگین دیگر، مرور کوتاهی از مطالب همان روز صورت گیرد.

روز بعد لازم نیست دقیقاً همین ساختار تکرار شود. ممکن است علوم اولویت بیشتری داشته باشد و ریاضی فقط یک مرور کوتاه داشته باشد.

نکته مهم، توزیع کارها در هفته است.

در واقع برنامه خوب قرار نیست هر روز شبیه روز قبل باشد؛ باید بار یادگیری را در طول هفته به شکل منطقی توزیع کند.

نقش والدین در برنامه‌ریزی درسی چیست؟

برای کودکان و نوجوانان، حمایت والدین می‌تواند بسیار مفید باشد، اما مرز میان «کمک به برنامه‌ریزی» و «کنترل کامل برنامه» اهمیت زیادی دارد.

اگر تمام تصمیم‌ها توسط والد گرفته شود، ممکن است کودک صرفاً مجری برنامه‌ای باشد که متعلق به خودش نیست. در این شرایط، مسئولیت‌پذیری و مهارت مدیریت زمان کمتر رشد می‌کند.

والد می‌تواند به کودک کمک کند حجم کارها را ببیند، زمان لازم را واقع‌بینانه تخمین بزند، اولویت‌ها را مشخص کند و پس از چند روز بررسی کند چه چیزی خوب پیش رفته است.

مثلاً به‌جای اینکه بگوید:

«از ساعت پنج تا هفت باید ریاضی بخوانی»

می‌تواند بپرسد:

«فکر می‌کنی برای این تمرین‌ها چقدر زمان لازم داری و چه ساعتی تمرکزت بهتر است؟»

اگر تخمین کودک دقیق نبود، این یک فرصت یادگیری است. بعد از انجام کار می‌توان زمان واقعی را با پیش‌بینی مقایسه کرد.

به این ترتیب برنامه‌ریزی خودش تبدیل به یک مهارت می‌شود، نه مجموعه‌ای از دستورها.

چرا برنامه‌ریزی برای هر دانش‌آموز باید متفاوت باشد؟

نسخه آماده‌ای که در اینترنت پیدا می‌شود ممکن است ایده بدهد، اما نمی‌تواند بدون تغییر برای همه مناسب باشد.

یک دانش‌آموز ممکن است در ریاضی قوی و در زبان ضعیف باشد. دیگری دقیقاً برعکس. یک نفر روزانه کلاس ورزشی دارد و فرد دیگری زمان آزاد بیشتری دارد. بعضی دانش‌آموزان در شروع فعالیت مشکل دارند، برخی در حفظ تمرکز و بعضی در تخمین زمان.

به همین دلیل، بهترین برنامه از مقایسه با دیگران به دست نمی‌آید.

معیار اصلی باید عملکرد خود دانش‌آموز باشد.

اگر یک برنامه باعث شده دانش‌آموز تکالیف را به‌موقع انجام دهد، مطالب را مرور کند، خواب کافی داشته باشد و اضطراب ناشی از انباشته شدن کارها کمتر شود، احتمالاً برنامه در مسیر درستی قرار دارد؛ حتی اگر ساعت مطالعه آن کمتر از برنامه دوست یا همکلاسی او باشد.

هر هفته برنامه را ارزیابی کنید

برنامه‌ریزی یک فعالیت یک‌باره نیست.

در پایان هفته بهتر است دانش‌آموز بررسی کند کدام قسمت‌ها انجام شدند، کدام فعالیت‌ها مرتب عقب افتادند، چه درس‌هایی بیشتر از تخمین اولیه زمان گرفتند و در چه ساعت‌هایی تمرکز بهتر یا ضعیف‌تر بود.

مثلاً اگر سه هفته متوالی مطالعه ریاضی ساعت ۹ شب انجام نشده است، احتمالاً مسئله کمبود اراده نیست. شاید ساعت انتخاب‌شده مناسب نیست.

اگر تکالیف علوم همیشه دو برابر پیش‌بینی زمان می‌برند، در برنامه هفته بعد باید زمان بیشتری برای آن‌ها در نظر گرفته شود.

این فرایند باعث می‌شود برنامه به مرور شخصی‌تر و دقیق‌تر شود.

در واقع برنامه درسی موفق یک سند ثابت نیست؛ سیستمی است که بر اساس تجربه اصلاح می‌شود.

برنامه‌ریزی درسی و کمال‌گرایی

گاهی خود برنامه تبدیل به منبع فشار می‌شود.

دانش‌آموز تصور می‌کند اگر نتوانسته تمام فعالیت‌های نوشته‌شده را انجام دهد، شکست خورده است. در نتیجه یک روز عقب‌افتادگی ممکن است باعث شود کل برنامه کنار گذاشته شود.

اما هدف برنامه، کنترل کامل آینده نیست.

برنامه قرار است تصمیم‌گیری را آسان‌تر کند، از انباشته شدن کارها جلوگیری کند و مسیر مطالعه را روشن‌تر سازد.

اگر ۸۰ درصد برنامه اجرا شده و بخش باقی‌مانده به شکل منطقی بازبرنامه‌ریزی شده باشد، برنامه هنوز مفید بوده است.

در مقابل، اجرای صددرصد یک برنامه بسیار سنگین برای چند روز و سپس رها کردن کامل آن، نتیجه مطلوبی ایجاد نمی‌کند.

تداوم معمولاً از شدت مهم‌تر است.

چه زمانی مشکل فقط با برنامه‌ریزی حل نمی‌شود؟

گاهی دانش‌آموز برنامه مناسبی دارد، زمان کافی نیز در اختیار اوست، اما همچنان شروع مطالعه، حفظ توجه، انجام تکالیف یا مدیریت زمان برایش به شکل قابل توجهی دشوار است.

در چنین شرایطی نباید فوراً نتیجه گرفت که دانش‌آموز تنبل یا بی‌انگیزه است.

اضطراب، مشکلات خواب، فشار تحصیلی، مشکلات هیجانی، دشواری‌های یادگیری، مشکلات توجه یا عوامل دیگری می‌توانند بر عملکرد تحصیلی اثر بگذارند. اگر مشکل مداوم است و عملکرد مدرسه یا زندگی روزمره کودک و نوجوان را تحت تأثیر قرار می‌دهد، بررسی دقیق‌تر شرایط توسط متخصص می‌تواند مفید باشد.

برنامه‌ریزی ابزار قدرتمندی است، اما پاسخ تمام مشکلات تحصیلی نیست.

جمع‌بندی؛ بهترین برنامه، برنامه‌ای است که اجرا می‌شود

برنامه ریزی درسی اصولی قرار نیست زندگی دانش‌آموز را به مجموعه‌ای از خانه‌های پرشده در یک جدول تبدیل کند. برنامه خوب باید کمک کند حجم کار قابل مدیریت شود، مطالعه در طول زمان توزیع شود، مرور فراموش نشود و دانش‌آموز بداند در هر جلسه دقیقاً چه کاری قرار است انجام دهد.

برای رسیدن به چنین برنامه‌ای باید ابتدا زمان واقعی را شناخت، امتحان‌ها و تکالیف آینده را دید، فعالیت‌ها را به بخش‌های کوچک و مشخص تقسیم کرد و زمان مطالعه را متناسب با اولویت درس‌ها و سطح انرژی دانش‌آموز تنظیم کرد. مرور فاصله‌دار، بازیابی فعال و خودآزمایی نیز باید بخشی از برنامه باشند، نه فعالیت‌هایی که فقط در صورت باقی ماندن وقت انجام شوند.

در عین حال، خواب، استراحت، ورزش، تفریح و فضای جبرانی باید در برنامه وجود داشته باشند. برنامه‌ای که هیچ جای خالی ندارد، با اولین اتفاق پیش‌بینی‌نشده دچار مشکل می‌شود.

و شاید مهم‌ترین اصل این باشد که برنامه درسی نباید از همان ابتدا کامل باشد. آن را اجرا می‌کنیم، نتیجه را می‌بینیم و اصلاح می‌کنیم. با این نگاه، دانش‌آموز فقط برای امتحان بعدی برنامه نمی‌ریزد؛ بلکه به‌تدریج یکی از مهم‌ترین مهارت‌های دوران تحصیل، یعنی مدیریت مستقل یادگیری و زمان را یاد می‌گیرد.

منابع

Cornell University – Learning Strategies Center
Guidelines for Creating a Study Schedule — راهنمای طراحی برنامه مطالعه، مدیریت زمان، استراحت، تخمین زمان و ایجاد عادت مطالعه. Learning Strategies Center
مشاهده منبع در Cornell University

Cornell University – Learning Strategies Center
Managing Time — راهنمای استفاده از تقویم بلندمدت و هفتگی و مدیریت زمان دانشجو و دانش‌آموز. Learning Strategies Center
مشاهده منبع Managing Time

Cornell University – Learning Strategies Center
Effective Study Strategies — درباره بازیابی فعال، تمرین فاصله‌دار و Interleaving. Learning Strategies Center
مشاهده منبع Effective Study Strategies

Cornell University – Learning Strategies Center
Five-Day Study Plan — الگویی برای تقسیم مطالعه امتحان میان چند روز و ترکیب آماده‌سازی، مرور و خودآزمایی. Learning Strategies Center
مشاهده Five-Day Study Plan

The Learning Scientists
Retrieval Practice: How to Encourage Long-Term Retention — توضیح نقش فاصله‌گذاری و بازیابی اطلاعات در یادگیری بلندمدت. The Learning Scientists
مشاهده منبع The Learning Scientists

امتیاز شما به این {مطلب}

بدون دیدگاه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

کلینیک روانشناسی دکتر نازنین نورشاهی

برای دریافت مشاوره می توانید با شماره های کلینیک در ارتباط باشید.